دفترِ من در وسطباد ورق می زندبرگی از آن می کَنَدنامِ تو در باغ هاوردِ زبان می شود .....باران و آن سال ها ...
نوشته شده در شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳ ساعت 12:7 توسط مــ ــهــ ــدی
|
یا ایّهَا العَزیز!هر روز بی تــــــوروز مباداست ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
ما پس زده ایمبا غمتدنیا را ......صَلّی اللهُ عَلَیک یا اَباعَبدالله
نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ ساعت 11:31 توسط مــ ــهــ ــدی
|
یا ایّهَا العَزیز!هر روز بی تــــــوروز مباداست ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
هجوم سهم یک احساساز رقص پرده ایدر انفعال آینهبا هیاهوی بادمیرساند دل رابه وقوف ترد رابطه هاو رقم می خوردخاطره ی مکرریدر ذهن روشن آینهو شعور ازلی باد .....هنوز هم چشمانم را می بندم و تصور می کنم ...
نوشته شده در جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴ ساعت 0:52 توسط مــ ــهــ ــدی
|
یا ایّهَا العَزیز!هر روز بی تــــــوروز مباداست ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
هنگامِ دفنم آمدی، بین جماعت دیدمت در حینِ تلقین، بغضِ تو، دارد تکانم می دهد ... . . . از خود عالمی بخواه و از عالم هیچ!
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
آدمی یک بار برای رسیدن به کسی دیر می کند؛ و بعد از آن دیگر برای رسیدن به هیچ کس، عجله ای نمی کند ... . .
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
وادیِ عشق بسی دور و دراز است ولی ... طی شود جادهٔ صد ساله به " آهی" گاهی! اقبال لاهوری
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
کاش این جا بودی؛ همین کنارِ خودم ... و من یادم میرفت که خسته ام، خرابم ... ویرانم ... . . بابا جان ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
تو همانی که چون نگاه کنی؛ اندوه از دل برود ... . . #دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند! #امروز و ردّ یک نگاه ... شاید ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
من اگر می دانستم دنیا اینقدر شلوغ است نمی آمدم؛ صبر می کردم بعدها! آخر این همه راه آمدم دلم می خواست تنها تو را ببینم ... . . دلِ ما خوش بفریبی ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
با خیالِ تو هنوزم؛ مثلِ هر روز و همیشه هر شبِ حافظه یِ من، پُرِ تصـویرِ تو میشه ... . . تمامِ تصویرها ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
رفتم
رفتم
چهل سال بعد در بیابانی
به خیمه ای رسیدم
تو آن جا بودی ...
.
.
گناهِ منی بی گناهِ منی!
که بارِ غمت مانده بر دوشم …
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
چندی به جنون سر کن؛
عقل دست و پا گیر است ...
.
.
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّـِفآءَ فی تُرْبَتِهِ
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
عقل پرسید
که دشوارتر از مُردن چیست؟
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است ...
.
.
دنیا غمِ تو نیست که نتوان از آن گذشت ...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
زیر دِین چارده معصومم اما گردنم
زیر دِین حضرت موسَیبنجعفر بیشتر
گردنم در زیر دِین آن امامی هست که
داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر ...
.
.
مقلّبانه به قلبم، هوایِ تازه بنوشان
محوّلانه به حالم، اشاره کن به دعایی
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی
تو اگر که نظرت
با من مسکین باشد ...
حیف باشد که دلم
پیش توغمگین باشد!
همه شهر به بیچارگی ام خندیدند
پس چه خوبست سرم
پیش تو پایین باشد!
.
.
مصلوبِ عشق، مثلِ مسیح ابن مریَمیم
ما اتفاقِ خوبِ نیُفتاده یِ هَمیم
برچسب:
نویسنده: کاوه اسماعیلی